بنيان‌گذارش ماجيما سئيگان بود و اين مكتب را به نامش ماجيما ريو ناميدند. روش‌هاي آن‌ به‌طور شفاهي و عملي به ساير اعضاي سببي يا نسبي خانوداه‌ٴ ماجيما منتقل شد و تا دو قرن‌ انتشار نيافت (تا سال 1558).
11. برخي بيماري‌هاي ديگر. ژان لوفور به فرانسه و هاينريش توپينگ‌، جوواني راونايي و جوواني دانوتو به لاتيني درباره‌ٴ نقرس رساله‌هايي نوشتند. با فرض اين كه شخص اخير با جوواني اوريسپا يكي است‌، دو موٴلف ايتاليايي انسانگرا بودند. نقرس هميشه بيماري مردم‌ مرفه بوده است‌. اين رساله‌ها شيوع نسبي نقرس را در آن روزگار نشان مي‌دهد، ولي نمي‌توان در آن مطلب با ارزشي يافت‌، چون تحقيق در بيماري‌هاي مفصلي مطلقاً فراتر از مرزهاي علوم در سده‌ٴ چهاردهم بود. در عصر خودمان‌، ما تازه شروع به درك آن كرده‌ايم‌.
سنگ در مثانه يا كليه چنان درد شديدي توليد مي‌كند كه آن‌را هيچ نمي‌توان فراموش كرد، حتي در كساني كه در ساير موارد از مراجعه به پزشك پرهيز مي‌كنند. عجيب نيست كه از روزگار قديم توجه بسياري از پزشكان را جلب كرده بود، از قبيل سوشروتا، آمونيوس سنگ مثانه‌بردار (اول ـ 2 ق م‌) ـ كه اين لقب رويش مانده ـ كلسوس (اول ـ 1)؛ رازي (نهم ـ 2) رساله‌اي در اين‌ باب نوشت و بسياري اغلب از وي پيروي كردند. اين موضوع در يكي از رساله‌هاي مكتب‌ سالرنو (حدود 1160 ـ 1170) مورد بحث قرار گرفته‌، حتي رافن اِسفينْبيورُنسُن (سيزدهم ـ 1) روش كلسوس را در ايسلند عمل كرد و اين روش تقريباً در هر كتاب جراحي و بسياري كتاب‌هاي‌ پزشكي سده‌هاي ميانه مورد بحث قرار گرفت‌. ژان دو تورنامير و يوانس ياكوبي رساله‌هاي‌ ويژه‌اي در اين باب نوشتند.1 يعقوب ظَرفَتي آوينيوني رساله‌ٴ كوچكي در باب سرگيجه نوشت‌.
نخستين اشارات به بيماري خواب در ضمن حوادث سال‌هاي 1373 / 1374 كشور ماندينگو آمده است‌. گزارش اين بيماري تازه (تازه در آثار پزشكي سده‌هاي ميانه‌) در نوشته‌هاي‌ ابن‌خلدون و قلقشندي ديده مي‌شود.
ناخوشي شارل ششم شاه فرانسه ملقب به محبوب‌، نزديكانش را دچار آشفتگي ساخت و پزشكان زيادي مورد مشورت قرار گرفتند، به‌ويژه گيوم دو هارسيني‌؛ ولي سودي نداشت‌. ديوانگي در اول تا پنجم اوت سال 1392 آغاز شد ـ زماني كه او بيست و چهار سال داشت ـ و سي سال طول كشيد، تا در سال 1422 درگذشت‌. در اين سي سال شاه 42 بار دوره‌ٴ آرامش يا بازگشت به حال طبيعي داشت‌، ولي حتي در اين هنگام هم نمي‌توانست به چيزي توجه كند. او


1. براي جزئيات بيشتر   ¿.     Ernest Desnos ,Histoire de l'urologie , Paris 1914 Isis 2, p. 466   .كثرت سنگ در سده‌هاي ميانه‌، احتمالاً ناشي از نوع‌ تغذيه بود، كه غالباً كلسيم زياد و ويتامين ((آ)) كم داشت‌.

J. C. Drummond and A. Wilbraham,The Englishman's Food, pp. 97-99, London 1939;Isis 33, p. 300.